تبليغاتX
* دی *

* دی *

 

   او معلم ما بود و به ما پندار و کردار و گفتار نیک را آموخت ولی نمی دانم چرا چیزی از

نام نیک نیاموخت؟!

 " نام نیک " ثمره تلاش و مداومت در پندار و کردار و گفتار نیک میباشد و اصولأ چیزی که

از انسان باقی می ماند، همان نام نیکی است که در اثر قضاوت - نتیجه گیری و برداشت

عمومی حاصل می شود و خطا و اشتباه در آن جایی ندارد.

چه بسا گفتار و کرداری، ولو نیک، که به نیتی خاص انجام شود و زمان کوتاهی دوام یابد

 ولی آیا " نام نیک " چیزی است که گذر زمان در آن خلل سازد و تندباد حوادث آن را به

ورطه ی فراموشی بسپارد؟!

+نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت13:36توسط محمّدرضا جابری | |

یک چند روزی اینجا نبودم.وقتی برگشتم همه چیز عوض شده بود! آدم های دوروبرم به زبون من صحبت نمی کردن.چهره هاشون برام آشنا نبود.یه چند وقتی که باهاشون بودم چیزایی دست گیرم شد.

دنیا فقط چند تا کشور بیشتر نداشت! بعضی کشور هارو زلزله نابود کرده بود.بعضی هارو آتشفشان. بعضی ها رفته بودن زیر آب. بعضی ها همدیگرو کشته بودن. خلاصه که فقط چند تایی مونده بودن.

وقتی کمی گذشت و تونستم باهاشون صحبت کنم ، پرسیدم که چرا همه ی این بلاها یه باره اتّفاق افتادن؟!

بهم خندیدن و گفتن : چندین سال بود که دنیا هی دادو فریاد می کرد و می گفت که مراقب باشین! من دیگه نمی تونم هواتونو داشته باشم.بدنم داره می لرزه ،نرین بالای کوه خونه بسازین! فکر سرپناه بهتری باشین.

نگفتش که دیگه داغ کرده و تبش بالا رفته؟! چرا گوش نکردین؟! نگفتش که حرارت بدنش باعث شده آب بدنش کم بشه؟! بازم گوش نکردین!نگفتش که...

ما گوش کردیم و شما گوش نکردین...

ما خطرو احساس کردیم و شما نکردید! 

+نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت13:30توسط محمّدرضا جابری | |