تبليغاتX
* دی *

* دی *

 

حكايت كنند :

مردي را زني بود كه يك چشم آن سپيد بود و مرد به واسطه ي زيادي محبت

از آن عيب بي خبر! چون محبت كم شد، زن را گفت: اين سپيدي چشم كي

پديد آمد؟ زن گفت: آنگاه كه محبت من در دل تو كم شد...!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت14:36توسط محمّدرضا جابری | |

 

قرآن را مطابق ميل خود تفسير مي كنند

و خدايان خود ساخته را مي پرستند...

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت13:41توسط محمّدرضا جابری | |

 

نیازی به جار و جنجال نیست...

خدایی که در همین نزدیکی است همه چیز را می داند

+نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت11:27توسط محمّدرضا جابری | |

 

به کم (روزی) از خدا راضی بود و خدا هم به کم (طاعت) او راضی

+نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت12:47توسط محمّدرضا جابری | |