تبليغاتX
* دی *

* دی *

 

خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد!

 و هر فردی را نیز!

 

                                                         نیچه

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت23:36توسط محمّدرضا جابری | |

 

you were born on the wane of winter

at the first stirrings of springs

at the approach of the equinox

this coincidence is symbolic of your whole life

a life linked inexorably with decline of the old world and the birth of the new

emerging out of tempests

you were like a high arch uniting these two worlds

the old and the new

i hail this arch

it reigns the road

and those who follow behind us will keep it in view for any a year to come

 

Romain Rolland. from a letter to Maxim Gorky

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت18:11توسط محمّدرضا جابری |

 

آیا از بخشندگی و مهربانی که نخستین منشهای خداوند است ، در ما نیز نشانی هست ؟

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت13:8توسط محمّدرضا جابری |

 

غُرورم از توست...

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت16:34توسط محمّدرضا جابری | |


فرصت عاشقي تكرار نشدني است!

فرصت سوزي نكنيم...

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت15:36توسط محمّدرضا جابری | |

 

دیشب، لب رود، شیطان زمزمه داشت

شب بود و چراغک بود

شیطان، تنها، تک بود

باد آمده بود، باران زده بود: شب تر، گل ها پرپر

بویی نه براه

ناگاه

آیینه ی رود، نقش غمی بنمود: شیطان لب آب

خاک سیا در خواب

زمزمه ای می مرد. بادی می رفت، رازی می برد

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت22:52توسط محمّدرضا جابری | |

 

راهی است از شما به ما و راهی است از ما به شما

شاید رهروی این راه خسته شود! تو خود به استقبال بیا 

+نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت13:14توسط محمّدرضا جابری | |